برزخِ اربعین

تا حالا از سفر کربلا ننوشتم.. از دو سال گذشته دارم میرم اما هیچوقت ننوشتم...

اما امسال میخوام بنویسم...

چرا هر سال داریم میریم اربعین... این همه پررنگ شدن اربعین در این سالها چه علتی داره؟

خب میدونید دیگه هیچ فعالیت تبلیغی و رسانه ای وسط نبود بلکه رسانه ها برای اینکه از حرکت عظیم اربعین عقب نمونن خودشون رو قاطی ماجرا کردن... و مطلقا محرک نبودن...

راحت تر بپرسم:

چه اتفاقی داره می افته؟... روی این سوال یه مقدار عمیق تر فکر کنیم... دوست ندارم سریع وصلش کنیم به ظهور و از این حرفا... بله... اینکه در کل با ظهور مرتبطه که شکی نیست اما پاسخی که من دنبالش هستم این نیست...

چه

اتفاقی

در

حال

وقوع 

است؟؟؟!!!!




میدونید یکی از سخت ترین و لطیف ترین مراحل ساختن انسانها و اجتماع برای الهی شدن چیه؟

اینه که محتوا و جهان بینی ای ارائه بشه که خود اون محتوا و جهان بینی، ساختار ظاهری مناسبات خودش رو بسازه... یعنی ظاهر و آداب و سننِ ظاهر، مطلقا به محتوا قوام داشته باشن...

تقریبا میشه گفت غریب به اتفاق حکومتها و حتی جوامع مذهبی عکس این قاعده عمل میکنن... یعنی میخوان اول ساختار رو بسازن، اول آداب ظاهر رو تعریف کنن و جامعه و انسان رو بهش مقید بکنن بعد از طریق این ساختار ظاهری به سمت محتوا برن...

این روش هرگز به اون محتوای الهی منتهی نخواهد شد... حتی یکی از ضعف های بسیج هم میشه گفت همینه که توی یکی دو دهه اخیر خیلی سعی کرد ساختار گرا بشه... و تقریبا در یه بخشهایی عمقش رو از دست داد... اما هر جایی که حرکات موفقی بوده اول محتوا ارائه شده بعد ساختار متناسب با محتوا بدون هیچ تحمیل و اجباری شکل گرفت و مردم به اون مقید شدن... بعضی از جاهایی که محتوا خودش، ساختار خودش رو بنا کرد مثل اردوهای جهادی... مثل گروههای جهادی و مقاومت در منطقه مثل روش و منش مدافعان حرم... مثل جنگ 8 ساله خودمون و فرهنگی که بین رزمنده ها غالب بود... اینها در صراط مستقیم بودن...

یعنی محتوا اصالت داشت و ساختار و شکل ظاهری خودش رو پیدا کرد... یعنی از بالا به پایین آمدن و سپس از پایین به بالا رفتن...

پیاده روی اربعین هم از همین سنخ هست... محتوا ارائه شده "حب الحسین یجمعنا" ساختار خودش، خودش رو پیدا میکنه و تعریف میکنه... ساختارش میشه خدمت به زوار... ساختارش میشه هزینه کردن بدون چشم داشت... ساختارش میشه ایثار و از خود گذشتگی...

این محتوا خودش ساختارهای اجتماعی خودش رو میسازه... لذا ارگانهایی مثل وزارت بهداشت و درمان ، راه و شهرسازی ، شهرادری ها، و هر ارگانی که مرتبط هست باید خودش رو با این محتوا وفق بده تا طرد نشه اگر بخواد چارچوب های خودش (که با محتوای اربعین سنخیت نداره) رو به این محتوا تحمیل کنه یقینا بقا نخواهد داشت...

بذارید روشن تر بگم:

یکی از ساختار های اجتماعی در بین همه جوامع، عدم اعتماد به شهروندان و مسئولینه... مثلا میگه شما اول پول بیمه ات رو پرداخت بکن... بعد اگر اتفاقی برات افتاد من یه هزینه ای برای جبران بهت میدم

حالا اگر از بیمه بپرسی: آیا نمیشه من هر وقت اتفاق برام افتاد شما به من کمک کنید بعد من یه مبلغی از اون رو به شما بدم؟ (حالا یا نقد یا اقساط)

یقینا بیمه ها باید در مقابل این سوال بگن: خر خودتی.. میخوای سر ما کلاه بذاری؟

اینطور مواقع شهروند هم میگه: اتفاقا خر خودتی چون تو داری الان سر من کلاه میذاری... چون الان بیست ساله پول بیمه دادم اما هنوز اتفاقی برام نیفتاد که ازش استفاده کنم... کافیه نصف بیمه شوندگان مثل من باشن... خدا میدونه چقدر از همین بابت داری به جیب میزنی...

بیمه هم میگه: خب من زورم میرسه چون قانون پشت منه و از من حمایت میکنه... اگر میتونی حق بیمه ات رو نده... ببین چکارت میکنن...


میبینید کاملا بر اساس عدم اعتماد...

توی یه همچین جامعه ای نمیشه دین رو پیاده کرد... جامعه ای که قانون هاش هم بر اساس عدم اعتماد وضع میشن نمیشه حکومت الهی برپا کرد...

از طرفی هم نمیشه توی شرایط فعلی اساس رو بر اعتماد گذاشت... چون  اونقدر با جامعه بد برخورد شده که اگر بگیم اساس بر اعتماد هست همه هنگ میکنن... 

برای عبور از بی اعتمادی به اعتماد یه برزخی لازمه...

اربعین همون برزخه... اربعین یه محتوایی ارائه کرد که جوامع و انسانها حول اون محتوا خودشون رو محک بزنن و ببینن نتیجه اعتماد چیه؟... تجربه کنن..

طرف راه می افته به سمت مولا حسین بر اساس حبش... نمیدونه جای خواب گیرش میاد یا نه... نمیدونه اگر مریض بشه تیم پزشکی درستی اونجا هست یا نه... وانگهی دسترسی اش به اونها چجوریه... نمیدونه اگر بره آلودگی هوا خودش و زن و بچه اش رو اذیت میکنه یا نه...

اعتماد میکنه و میره...

از اون طرف موکب دارها گاها کل پس انداز سالشون رو جمع میکنن و میارن به صورت رایگان در اختیار میذارن... نمی دونن بهشون برمیگرده یا نه... نمیدونن بعد از اربعین زن و بچه شون چه سختی هایی باید بکشن... اما پا در میدان میذارن با اعتماد به مولاشون حسین بن علی (ع)...

همه بر محور حب به امام دور هم جمع میشن... و به هم اعتماد میکنن...

میدونید میخوام چی بگم؟

ماها هنوز شیرینی اعتماد کردن رو نچشیدیم... لذا ممکنه الان که گفتم بعضی ها حتی عصبانی بشن... و بگن داری خانه روی آب میسازی...

نه عزیزم... اربعین قرار هست این مبنا و فنداسیون بنا رو درست کنه... و البته هنوز باید ادامه داد... هنوز کاملا جا نیفتاده...

هنوز به وضوح مشخصه که نه دولت ایران و نه دولت عراق به این حب الحسین نپیوستن... لذا هی میخوان اربعین رو بیارن توی چارچوبهای خودشون بگنجونن اما نمیشه... مردم پسشون میزنن...

لذا پیشنهاد میکنم هر جای این سفر که پای دولتها وسطه (مثل ویزا و ارز و مرز و...) تمام تدابیر رو مو به مو لحاظ کنید و احتمال هر گونه بد عهدی و کارشکنی رو داشته باشید...

از نظر من دولت های ایران و عراق در این امتحان نمره خوبی نگرفتن...

و چه خون دلها میخورن اولیای الهی و معصومین تا جامعه رو به این حد از بلوغ برسونن تا بتونن بر اساس اعتماد با هم تعامل و داد و ستد کنن... حتما همه ما شنیدیم که وقتی برای قیام رفتن نزد امام معصوم و به امام عرض کردن شما کلی یار دارید و قیام کنید.. امام فرمودن آیا اگر کسی از شما نیازی مالی داشته باشه میتونه دست در جیب برادرش کنه و پول برداره و رفع نیاز کنه؟

عرض کردن : نه

فرمودن پس هنوز شرایط محیا نیست...

وقتی اساس بر بی اعتمادی باشه، در سیستم بانکی به جای قرض الحسنه ، ربا رواج پیدا میکنه... به جای برکت ، کلاهبرداری و اختلاس و خسران رایج میشه...


راستی آیا خوب نیست بیاییم در مورد جامعه ای فکر کنیم که بر اساس اعتماد به مردم و مسئولینش اداره میشه؟...




 یاد فیلم طنزی افتادم که یه عده از فضا اومده بودن و اون فضاییه داشت برای حمید لولایی (زمینی بود) توضیح میداد که ما اونجا در مدارسمون اصلا امتحان وجود نداره... اگر یاد گرفتیم که میگیم یاد گرفتیم و میریم به کلاس بالاتر و اگر یاد نگرفتیم میگیم یاد نگرفتیم و دوباره میخونیم

بعد حمید لولایی با حسرتی در خودش فرو رفت و گفت:

اگر من اونجا بودم الان دکترام رو گرفته بودم :))))))))))

خدا رحمت کنه آقای مهدوی کنی رو... برای تدریس فلسفه در دانشگاه امام صادق به استاد بزرگواری پیشنهاد داده بودن و اون استاد فرمودن من چند شرط دارم اگر با ساختار دانشگاه شما تطابق داره و ممکن هست میام و اگر تطبیق نداره من رو معذور بدارید:

1_ من حضور و غیاب نمی کنم

2 _ امتحان نمیگیرم

3_ هیچ تقیدی ندارم که یه کتاب رو در طول یک ترم یا دو ترم تمام کنم ... ممکنه چندین ترم طول بکشه... و تعداد ترمهاش هم به اون دانشجوها وابسته هست...

4_ همه شروط یادم نیست اما شروط خیلی جالبی بود که نوعا نه در دانشگاه ما وجود داره نه در حوزه ها... اخیرا شنیدم مشابه این شروط رو آقای پناهیان دارن توی مدرسه شون اعمال میکنن


ن. .ا
پا ییز
یعنی میخواین به چی ربطش بدید؟ من که نمتونم باور کنم بخواین به ظهور ربطش بدید والا
این یه زیارت خیلی سفارش شده است که برای هر قدمش کلی ثواب نوشته شده 
یه گردهماییِ خیلی دوستانه است که تو اون پیاده روی انصافا خیلی خوش می گذره 
تو نجف هم خوش می گذره تو کربلا هم خوش میگذره 
و انصافا خیلی مقرون به صرفه است (نیاید فوش بدید کلی برای عده ای پول مهمه ویزای فلان قیمت مهمه خرج خورد و خوراک و استراحت مهمه) 
برای همین من که اصلا نمتونم به امام زمان ربطش بدم 
این پیاده روی در دوران بعث هم بوده از عربها هم بوده 
ماییم‌که تازه باهاش آشنا شدیم 
خواهرم یه حرف جالبی میزد 
می گفت آدم باید بیشتر بترسه 
ما الان میگیم لبیک یا حسین و امام زمان بیا بیا می کنیم 
مردم کوفه قبل روزعاشورا حسین بیا بیا کردن بعد عاشورا هم وای وای کردن و قیام کردن اما خود همون روز این‌کار رو نکردن 
نه نه من که نمتونم صرف یه زیارت رفتن رو که در کنار سختی هاش خوشی هم داره رو بگم مقدمه ظهور :| 
البته نمدونم که اگه اینو نگم مثلا چه چیزی مقدمه ظهور میخواد باشه چون ظهور برام یه چیز مبهم و معلوم نیست باشه ای هست 
این همه قرن 
این همه خون 
این همه ظلم 
ایشون نیومدن .
از کجا معلوم این زمون بخوان بیان 
و راستشو بخواین از کجا معلوم که واقعا ظهور کنن؟ (صرف استناد به روایات واقعا قانعم نمی کنه) 

اینجا اصلا سخنی از ظهور نیست...

سخن از نوعی از اداره اجتماع هست...
یه بار دیگه مطلب رو بخونید... میدونم طولانیه... اما برای انتقال مفهومی که در ذهن دارم خیلی هم کوتاه نوشته شده

پا ییز
نه نه من نظر رو که ارسال کردم بعد متوجه متن زیر خط ها شدم 
این نظر مربوط به همون "ربطش ندید به مسئله ظهور هست" و اینکه بعضیا ربطش میدن 
ادامه مطلب رو باید بخونم  

پس عجله کردید

شاید در مورد ربط نداشتن به ظهور هم دارید عجله میکنید....
درته که این مطلب فعلا به صورت مستقیم به ظهور ربطش نمیده اما به معنای بی ارتباط بودن نیست...

حسن قاسمی
آقا شما حجت الاسلام صفرپور رو میشناسید؟
http://bayanbox.ir/view/2671949803790938569/photo-2018-06-13-18-06-13.jpg

سلام :)

نه برادر... بار اول هست زیارتشون کردم...
چطور؟

پدرتون رفتن بسلامتی؟... مشکلی که نداشتن؟

حسن قاسمی
سلام 🌹
یک مجموعه ی هست که ظاهرا ایشون راس مجموعه هستن

برداشتم از این مجموعه این بوده که ظاهرا دارن از مدل جذب پیامبر اکرم استفاده می کنن، در واقع ظاهرا جذب نیرو توسط پیامبر اکرم به این نحو نبوده که در قبال جذب، حقوقی پرادخت کنن و افراد بنا به میل خودشون فعالیت میکردن
حالا وارد شدن به مجموعه اینها هم به همین صورته، یعنی افراد به میل خودشون میرن و اجباری بر افراد وجود نداره
حالا افرادی که وارد این مجموعه میشن اقداماتی انجام میدن، یکی از این اقدامات مربی گری و تربیت دانش آموز به شیوه خاصه مجموعه هستش (متفاوت با سیستم آموزشی کشور) و بسته به خود فرد، فرد در یک عرصه شروع به فعالیت عملی میکنه تا با شناخت اون عرصه و مبناهای فکری که داره، شروع به تئوریزه کردن ساختار مناسب اون عرصه کنه.
البته کارهای اقتصاد مقاومتی هم انجام میدن، الان تو مشهد ظاهرا مقداری گستردگی دارن اما نمیدونم که تو شهرهای دیگه چیه میزان فعالیت دارن.
کارشون رو هم تو مساجد انجام میدن و سیستم آموزشیشون برای دانش آموزانی که میان تو این مجموعه قرار میگیرن، فکر کنم رایگانه

هنوز ارتباط مستقیم که با ابوی نداشتیم، منتهی آشنای یکی از کسانی که همراه بابامن، یک بار ظاهرا تماسی داشتن که گفتن رسیدن کربلا

جالبه...

باید جزئی تر ورود پیدا کرد و دید دارن چکار میکنن...
اما بشر راهی جز این نداره...
ایجاد جمع و تشکل...
تقریبا تمام اتفاقات موفق در این نیم قرن اخیر به پشتوانه همچین ویژگی هایی بوده...
مثلا انقلاب خودمون...
من حتی شنیدم پیش بینی امثال شهید بهشتی و حضرت آقا و دیگران این بود که انقلاب در دهه هفتاد اتفاق بیفته اماسال 57 اتفاق افتاد... لذا کادر لازم برای جایگاههای مدیریتی وجود نداشت... نتیجه شد بازرگان و دیگران...

اما انقلاب مصر رو ببین... 80 سال کار ساختاری و فرمی کردن... اما چون محتواشون عقیم بود یک سال هم دوام نیاوردن...
اما انقلاب ایران چون محتوا داشت... اما با وجود عدم فرصت برای کادر سازی هنوز پا برجاست... تازه اون تعداد کادر و نیروی خوب هم که داشتن غالبا در سالهای اول انقلاب شهید شدن...
اما انقلاب صادر شد و الان در مرزهای اسرائیل هستیم...
محتوا که باشه... عمق داشته باشه... ساختار خودش رو پیدا میکنه...
ما توی انقلاب خودمون تونستیم محتوا رو بر دلهای آماده ارائه کنیم و نتیجه های خوبی هم گرفته شد...
اما هنوز اونقدر عمیق نشدیم که محتوا رو بر عموم ارائه بدیم و تحول ایجاد کنیم...
در بخش عموم و ناس هنوز موندیم... که البته مهمترین بخش کار هم همینه...

مرتضا دِ
اون سوراخای رو دیوار رو که دیدم برای توزیع دینار یاد هشدار تو افتادم!! :))

سلام خوبیی آقا؟

سلام

کلا فکر کنم مطلب منو که خوندن این ایده ها به ذهنشون اومد...
خیلی بد بود... کلا دولت عراق روی دولت ایران رو هم سفید کرد...
ان شا الله در قیامت با همدیگه محشور بشن...

خوبم... خیلی دوست دارم از حال هوای شخصی خودم از اون فضا بنویسم... اما نمی تونم

لوسی می
من اول از همه یک زیارت قبول حسابی بگم بعد برم بخونم مطلب رو.
زیارتتون قبول و قلبتون استوار در راه حسین_علیه السلام.

زیارت شما هم قبول باشه...

ان شا الله روزی هر ساله شما باشه... هر سال عمیق تر از سال قبل

پیـــچـ ـک
سلام
به نظرم تقدم محتوا برساختار به معنی ساختارمند نبودن نیست. بلکه به معنی انعطاف ساختاری برای بروز حق هست.
درست فهمیدم؟

سلام

بله 
ساختار مثل جسم میمونه و محتوا مثل روح و جان
این جان هست که جسم رو می پرورونه و رشدش میده.. و هر بیماری ای هم که برای جسم پیش بیاد اگر اون جسم جاندار باشه خودش رو ترمیم میکنه...
اما اگر اون جسم یه جسد باشه یا یه ربات باشه هزینه های فوق العاده ای باید بشه تا هر نقص وارده رو ترمیم کنن
جان هم جسم رو میپرورونه هم برای بیماریهاش تدبیر میکنه...

وقتی حب الحسین (ع) بشه جان اجتماع، جسم اجتماع به بهترین حالت ترمیم میشه با کمترین هزینه...
اصلا اینکه ما دولت بزرگی داریم و ساختارگرایی و کاغذ بازی و قانون پشت قانون داریم خودش نشونه ی اینه که این جسم جانی توش نیست... لذا باید هی هزینه کرد تا یه تکونی بخوره

سربازِ روزِ نهم
سلام
زیارت قبول
یادمه سفری که رفته بودم با تمام زیبایی هاش، به محض ورود به ایران خاکش رو بوسیدم
حالا که کربلا نشد دعا کن برای بیعت میریم حسینیه امام خمینی
سربازِ روزِ نهم
هنوز دعا نکردی اما خدا پیشاپیش دعاتو مستجاب کرد
توی خیابون می رفتم یه نفر بهم دو تا کارت ورود داد حالا من موندم و قولی که دادم، برم یا منتظر بمونم تا رفیقم بیاد وبشم همجنس اسماعیل صادق الوعد

سلام

همون موقع که نظر اول رو نوشتی دیدم...
فقط نتونستم پاسخ بدم...
دعای خودت مستجاب شد عزیز... نوش جانت...

لوسی می
آقای پناهیان مدرسه زدن؟ :/
متن خیلی خوبی بود و زاویه نگاهتون جالب بود. یعنی اینکه این فضا رو با اعتماد توضیح دادین جذاب بود.

آنجایی که حق و عدل همچون خورشید می تابد و همه ی قدرتها و حتی قداستها فرو می ریزد و هیچ کس جز خدا _فقط خدا _ سلطنت نخواهد داشت...جایی که دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا کند..من آن آزادی را دوست دارم و به آن سبکی و اخلاص و ایثار و لذت روحی و معراج که در آن تجربه ها به آدمی دست می دهد حسرت میخورم...(چمرانِ شهید)

+میان دلهایشان الفت و دوستی برقرار کرد و اگر همه ی آنچه که در زمین هست را بذل و بخشش می کردی هم نمی توانستی میان دلهای آنها دوستی و الفت برقرار کنی ولی خدا چنین کرد که او عزیز و حکیم است.۶۳ انفال.

سلام

بله ایشون برای طلاب یه مدرسه زدن... همون حوزه علمیه هست
لطف دارید
ممنون بابت فرمایش شهید و آیه قرآن...
و ربط زیباشون با متن

سربازِ روزِ نهم
من به وعده ام عمل کردم هر چند بنده خدا با جملاتی اوقاتمو تلخ کرد و با خودش دو نفر پیوست داشت
که یه هو دو تا کارت دیگه اومد فبهت الذی کفر :)

پس معلوم شد طهرانی هستی

یا حداقل ساکن تهران

سربازِ روزِ نهم
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه مهنت ها کشید از دست این تهران و تهرانی

خدا نکنه

خب منظور شهریار تهرانی ها بودن

والا ما حساب طهرانی ها رو از تهرانی ها جدا میکنیم
طهرانی ها خوبن...

خیلی هم دلت بخواد...

سربازِ روزِ نهم
از فضایل خودم برات بگم :)
از چند صد کیلومتر اونور اومدم اما به قولم عمل کردم اما طرف تهرانی بود بد وعده کرد و نزدیک بود نرسیم 
اما رهبری دعاهای زیبایی کرد، وقتی دعا میکرد دوست داشتم اون لحظات به پایان نرسه

البته یه وعده چای هم با من داری...

حالا چند صد کیلومتر رفتی که در سخنرانی آقا حضور پیدا کنی یا اتفاقی شد؟

بله... نوش جانت

سربازِ روزِ نهم
اون چای رو که شما وعده دادی بدی پس باید به لبان مبارکم برسونی:)
به همین نیت رفتم اما کارت ها رو در بی خبری کامل یه نفر توی خیابون بهم داد

به خدا و اسبابش اعتماد داشتم چیزی که پیاده روی اربعین رو تضمین میکنه

من چطور بهت چای بدم وقتی هنوز نمیدونم اهل کدوم دیاری...

با من غریبگی نکن...

سربازِ روزِ نهم
اگه بلاگ خون خوبی بودی می دونستی
از من به من نزدیک تر تو، 
ازتو به تو نزدیک تر من
:)

نه من توی این چیزا دقیق نمیشم...

تا بهم نگی خودم تلاشی برای دانستن توی این امور نمی کنم... میگم شاید معذوریتی داره....
خلاصه که باز هم همون:
با من غریبگی نکن...

لوسی می
این عبارتِ از بالا به پایین اومدن و از پایین به بالا رفتن دقیقا چی بود توضیحش؟
محتوا و ساختار رو پایین گرفتید یا بالا؟

محتوا مثل روح هست...

ساختار مثل جسم...
روح ما یه تشخصی داره... تشخص روح ما تمامیت جسم ما رو میسازه... حتی قیافه ما رو... حتی رنگ و بافت پوست ما رو... حتی چاقی و لاغری ما رو...
توی بحث طب سخن از تاثیرات مزاج بر روحیات و رفتار شخص دارن... یعنی یه ارتباط تنگاتنگی بین جسم و روح هست.... 
اما در نهایت احکام روح یا به تعبیر فلسفی احکام نفس بر جسم غلبه میکنه...
در واقع این نفس هست که جسم رو از نطفگی تا پیری میپرورونه... این میشه از بالا به پایین
یعنی نفس از مجردات و بالایی هاست (محتوا)
و جسم از مادیات و پایینی هاست (ساختار)

یعنی یه تعامل از بالا به پایین وجود داره به این شکل که عرض کردم...
بعد همین جسم و روح در مسیر شدن به سمت بالا میرن...
مزاج مربوط به جسم هست... خود اعتدال مزاج موجب سبکبالی روح میشه... فرض کنید کسی که گرما بر مزاجش غلبه زیادی پیدا کرد خودبخود انسان عجولی میشه.... چقدر روح به زحمت می افته؟...
یا سرما بر مزاجش غلبه پیدا کنه خود بخود انسان اهل تعللی میشه... چقدر روح به زحمت می افته؟
وقتی جسم و روح در عالم ماده با هم جمع شدن اگر بتونن سیر صعودی رو با تعامل احسنشون ظی کنن اوجی میگیرن که روح هم تا پیش از این تجربه اش نکرده بود...

لوسی می
من میخواستم علت انتقادتون به ساختارگرایی نهادی مثل بسیج رو بیشتر بدونم.

من با اصالت دادن به ساختار در مقابل محتوا مخالفم... با ساختار داشتن مطلقا مخالف نیستم

بسیج هم در همه زمینه ها این اتفاق براش نیفتاده... توی برخی از دوره های مدیریتی یه همچین سمت و سوهایی پیدا کرد... که اون هم فراگیر نشد...
من ضعف ساختاری داشتن رو توجیه نمیکنم و تایید هم نمی کنم... اما ساختار زده شدن رو هم از اون ور بوم افتادن میدونم...
وقتی ساختار بر محتوا سایه بندازه از دل اون ساختار انسانهایی ضعیف و قانونمند رشد میکنن...
ما انسانی ضعیف و قانون مدار نمی خوایم...
انسانی قوی و قانون مدار میخوایم...

ساختار اگر بر محتوا سایه بندازه و اصالت پیدا کنه افراد تحت حمایت خودش رو ضعیف میکنه...
دین خدا هم ساختار داره هم محتوا... اما هرگز ساختارش بر محتواش سیطره نداره...

مثل ساختار شریعت میشه علم فقه...
در علم فقه به ما میگن لازم نیست وقت بذارید و فقیه بشید... میتونید تحقیق بکنید و یه فقیه عالِم پیدا بکنید و ازش تقلید کنید... 
اما در مورد محتوای دین (اسرار شریعت و عقاید) میگن حق تقلید ندارید... باید محققانه بپذیرید و کسی که در عقاید تقلیدی بار بیاد دینش همچین وزین نیست...

ایم موجب میشه شخص قوی بار بیاد... سایه ساختار دین بر محتوای دین نیست... در محتوا شما رو آزاد میذارن تا تحقیق کنید و خودتون بهش برسید... برای ساختار اما میگن تقلیدی هم باشه ایرادی نداره...
ولی گاهی در زندگی ماها طوری میشه که خطای در ساختار گناهی نا بخشودنی میشه... و اونقدر ساختار پررنگ میشه و سایه امر و نهی ساختار سنگینی میکنه شخص در اون مجموعه ضعیف بار میاد...
نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه...
ابدا قصد نفی ساختار نداشتم... سخن از اصالتها بود

الف سین
سلام و رحمت

قبول باشه آقا! کاش زودتر سر زده بودم که یه التماس دعایی می گفتم. بلکه شاید یاد ما هم می کردین اونجا :) 
اجمالاً
ماچ
ماچ
و
ماچ
خدا قبول کنه این روبوسی ناقابلو از ما :))) 

الهی که «عاقبت بحسین» بشین :) 

سلام بر گُلِ پسرا

الان واقعا یادم نیست به یاد چه کسانی بودم اما اینطور در ذهنم میاد که به یادتون بودم بزرگوار...
آقا شما در مقام اجمال 3 تا ماچ میکنی در مقام تفصیل فکر کنم یه چاوش خوان هم بیاری وسط میدون :)))

مخلصیم ان شا الله سال آینده توفیق داشته باشیم در معیت همدیگه بریم...
الحمدلله بابت وجود اربعین...
شما هم عاقبت به خیر بشین... حالا در این خیر، حسینی مشرب بودید طوبی لک
علوی مشرب بودید باز هم طوبی لک
فاطمی مشرب بودید طوبی لک...
کلهم نور واحد...
حرف از عاقبت بحسین و عاقبت به خیر شد یاد اون فرمایش حر افتادم
در مقتل میخوندم وقتی حر بعد از توبه به خذمت امام رسید عرض کرد آقا جان من وقتی از دار الاماره کوفه به قصد دستگیری شما خارج شدم صدایی به من گفت : ای حر ، تو بر خیر هستی
من برگشتم کسی را ندیدم... تعجب کردم...با خود گفتم من چگونه بر خیر هستم وقتی به دستگیری پسر فاطمه میروم؟
امام به ایشون فرمودن...
تو الان که به نزد ما آمدی بر خیر وارد شدی...
خلاصه اینکه حر هم عاقبت بخیر حسینی شد....
:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان